همآمیزی یکی از شیوههای واژهسازی است و عبارت است از ترکیب دو یا چند واژه، معمولا” همراه حذف یک یا چند حرف آنها، در قالب واژهی جدیدی که دربردارندهی مفهوم واژههای ترکیبشده است. مثلا” واژهی «رزمایش» (مانور) از همآمیزی «رزم» و «آزمایش» ساخته شده، یا واژهی «موذمار» از همآمیزی «موذی» و «مارمولک» به وجود آمدهاست. همآمیزی در فارسی چندان فعال نبوده و در سالهای اخیر در گروه واژهگزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی بیشتر به آن توجه شدهاست.
.....
همآمیزی در فارسی
همآمیزی یکی از شیوههای واژهسازی است و عبارت است از ترکیب دو یا چند واژه، معمولا” همراه حذف یک یا چند حرف آنها، در قالب واژهی جدیدی که دربردارندهی مفهوم واژههای ترکیبشده است. مثلا” واژهی «رزمایش» (مانور) از همآمیزی «رزم» و «آزمایش» ساخته شده، یا واژهی «موذمار» از همآمیزی «موذی» و «مارمولک» به وجود آمدهاست. همآمیزی در فارسی چندان فعال نبوده و در سالهای اخیر در گروه واژهگزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی بیشتر به آن توجه شدهاست.
چند مثال دیگر:
آبفا (آب + فاضلاب)
آشغالانس (آشغال + آمبولانس)
رایانامه (رایانه + نامه)
ضابلو (ضایع + تابلو)
فینگیلیش (فارسی + اینگیلیش)
کاریکلماتور (کاریکاتور + کلمات)
مارموذ (مارمولک + موذی)
نستعلیق (نسخ + تعلیق)
نماهنگ (نما + آهنگ)
هلیبرد (هلیکوپتر + بردن)
هوانیروز (هواپیمایی نیروی زمینی)
همآمیزی در انگلیسی
در واژهسازی انگلیسی همآمیزی (blending) فعال و زایاست. مثلا” واژهی smog (مهدود) حاصل همآمیزی smoke (دود) و fog (مه) است؛ یا از آمیزش شیر (lion) نر و ببر (tiger) ماده حیوانی پدید میآید که آن را liger میخوانند. واژهای را که به این صورت ساخته شده blend یا portmanteau word (چمدانواژه) مینامند.
لوئیس کارول (Lewis Carroll) در رمان آنسوی آینه (۱۸۷۱)، که دنبالهی رمان آلیس در سرزمین عجایب (۱۸۶۵) است، از زبان هامپتی دامپتی (Humpty Dumpty) برای آلیس توضیح میدهد که واژهی جدیدی که از طریق همآمیزی ساخته میشود مانند چمدانی است که دو یا چند لباس در آن گذاشتهاند.
چند مثال دیگر از چمدانواژههای انگلیسی:
beefalo: beef + buffalo
blaxican: black + Mexican
blaxploitation: black + exploitation
brunch: breakfast + lunch
carjack: car + hijack
cheeseburger: cheese + hamburger
Chinglish: Chinese + English
edutainment: education + entertainment
fanzine: fan + magazine
footvolley: football + volleyball
Franglais: Francais + anglais
guesstimate: guess + estimate
liger: lion + tiger
Microsoft: microcomputer + software
motel: motor + hotel
Oxbridge: Oxford + Cambridge
scotchka: scotch + vodka
slanguage: slang + language
Spanglish: Spanish + English
spork: spoon + fork
stagflation: stagnation + inflation
Tex-Mex: Texan + Mexican
webcam: web + camera
همآمیزی در عربی
در عربی همآمیزی، که آن را اصطلاحا” «نحت» مینامند، از دیرباز وجود داشتهاست. مثلا” «مِشلوز» (زردآلوی هستهشیرین) حاصل همآمیزی «مِشمِش» (زردآلو) و «لوز» (بادام) است.
چند واژهی منحوت دیگر:
اِمّعة (ابنالوقت): أنا معه (من با او هستم)
برمائی (آبی – خاکی؛ دوزیست): بر (خشکی) + ماء (آب)
بَسمَلة (بسم الله گفتن)
حَمدَلة (الحمد لله گفتن)
حَوقَلة (لا حول و لا قوة الا بالله گفتن)
حَیعَلة (حی علی الصلاة گفتن)
کهرَطیسی (الکترومغناطیسی): کهرباء (برق) + مغنطیسی (مغناطیسی)
:: بازدید از این مطلب : 281
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0