آبشار مرکب است از آب + – شار (از شاریدن به معنی جاری شدن و ریختن). شاریدن از مصدرهای عتیقهی فارسی است که فسیل آن را از دوران مزوزوئیک یافتهاند. این « – شار» را در واژهی سرشار (لبریز) هم داریم؛ یعنی چیزی که پر میشود و مایع از لبههایش بیرون میریزد. معادل انگلیسی آبشار waterfall است؛ یعنی جایی که آّّب فرومیریزد.
آفتابه
تا حالا از خودتان پرسیدهاید که آفتابه چه ربطی به آفتاب دارد؟ اگر پرسیدهاید، طبعا” به جوابی هم نرسیدهاید. اکنون بدانید و آگاه باشید که آفتابه در واقع هیچ ربطی به آفتاب ندارد. آفتابه در اصل آبتابه (آب + تابه) بودهاست؛ یعنی ظرفی که آن را پر از آب میکنند.
اء نسبت و یاء مصدری در بعضی واژههای فارسی کارکرد شناور یا دوپهلویی دارند و گاه زائد به نظر میرسند. مثلاً «دستبوس» و «دستبوسی» فرقی باهم ندارند؛ یا واژهی «زندانی» هم به معنی کسی است که در زندان است و هم به معنی در زندان بودن، یعنی حبس.
اتصال / اتصالی
مصدر عربی اتصال در فارسی در نقش اسم مصدر به کار رفته است و میرود، با این حال برای کاربرد خاصی در برقکاری به آخرش یاء مصدری اضافه کرده و واژهی «اتصالی» را ساختهاند.
یخچال اتصالی دارد.
ارزان / ارزانی
ارزان مرکب است از: ارز (بن مضارع ارزیدن) + – ان (پسوند) و در نقش صفت و قید به کار رفته است و میرود، با این حال از قدیم به آخرش یاء نسبت اضافه کرده و واژهی «ارزانی» را ساختهاند که به معنی سزاوار، شایسته، درخور است. واژهی «شایان» هم مرکب است از: شای (بن مضارع شایستن) + – ان (پسوند) و گرچه از لحاظ ساخت و معنی مانند «ارزان» است، اما به آخرش یاء نسبت اضافه نکرده و «شایانی» نساختهاند.
پدیدهی حذف حرف اضافه از دیرباز در فارسی وجود داشته است و علت آن هم چیزی جز گرایش اهل زبان به اختصار و اقتصاد زبانی نیست. مثلاً عبارت فعلی «به راه افتادن» (حرف اضافه + اسم + فعل) با حذف حرف اضافه تبدیل به فعل مرکّب «راه افتادن» شدهاست؛ یا این مثالها در زبان محاوره:
"...مدرسه، خوابهای مرا قیچی كرده بود. نماز مرا شكسته بود. مدرسه، عروسك مرا رنجانده بود. روز ورود یادم نخواهد رفت، مرا از میان بازیهایم ربودند و به كابوس مدرسه بردند. خودم را تنها دیدم و غریب. از آن پس هر بار دلهره بود كه به جای من راهی مدرسه مى شد..."
بعضیها گاهی کسرهی اضافه را نابهجا به کار میبرند. اینک موارد آن:
دیگر
این صفت گاهی پیشین است و گاهی پسین: مناطق دیگر؛ دیگر مناطق. وقتی پیشین است، بدون کسرهی اضافه تلفظ میشود. بنابراین مثلاً «دیگر شهرها» digar shahrhaa باید تلفظ کرد، نه «دیگرِ شهرها» digar-e sharhaa. باید توجه داشت که مترادف این واژه، یعنی «سایر»، همیشه صفت پیشین است و با کسره تلفظ میشود: سایرِ مناطق saayer-e manaateq.
علامه
علامه دهخدا. (درست)
علامۀ دهخدا. (نادرست)
مث آب خوردن
آب خوردن، یعنی نوشیدن آب، کار بسیار سادهای است که نیاز به هیچگونه تخصصی ندارد. به همین دلیل وقتی کاری خیلی آسان است، میگوییم «مث آب خوردنه». اما بعضیها به اشتباه «آبِ خوردن» (با کسرهی اضافه) تلفظ میکنند. لابد منظورشان آب شرب (آشامیدنی) است!
ملکالشعرا بهار
این عنوان به همین صورت بدون کسرهی اضافه صحیح است. معمولاً به اشتباه «ملکالشعرای بهار» (با کسرهی اضافه) میگویند و مینویسند.
واژهی عربی «تشدید» مصدر باب تفعیل از ریشهی «شدد» و بهمعنی شدت بخشیدن یا قویتر کردن است: شَدَّدَهُ یُشَدِّدُهُ تشدیداً. در اصطلاح آواشناسی تشدید حالتی است که یک همخوان دو بار پشتسرهم تلفظ میشود: مدت moddat، تکه tekke، جراح jarraah. در خط عربی و فارسی تشدید را بهشکل « ّ » روی حرف مینویسند: معلّم، حسّاس، بچّه، موادّ مخدّر. حرف یا واژهی دارای تشدید را «مشدّد» میخوانند. بیشتر واژههای تشدیددار (مشدّد) رایج در فارسی عربیاند.
در فارسی امروز گرایش روزافزونی به حذف تشدید هست؛ مثلاً واژهی «فعّالیّت» fa”aaliyyat را فعالیت fa’aaliyat تلفظ میکنند.
واژهی عربی «تنوین» مصدر باب تفعیل از ریشهی «نون» و در اصل بهمعنی «ن نوشتن» است: نَوَّنَ النّونَ تنویناً: کَتَبَها. تنوین از لحاظ آوایی مرکب است از واکهی a یا e یا o بهاضافهی همخوان n: رسماً rasm.an. تنوین به یکی از سه صورت ً، ٍ ، ٌ روی یا زیر حرف نوشته میشود: کتاباً، کتابٍ، کتابٌ؛ که در اصطلاح نحو عربی آنها را بهترتیب تنوین نصب، تنوین جَر، و تنوین رفع میخوانند. در فارسی بیشتر واژههای تنویندار از نوع اول یعنی دارای تنوین نصب هستند که بهشکل «اً» در پایان واژه نوشته میشود.
همآمیزی یکی از شیوههای واژهسازی است و عبارت است از ترکیب دو یا چند واژه، معمولا” همراه حذف یک یا چند حرف آنها، در قالب واژهی جدیدی که دربردارندهی مفهوم واژههای ترکیبشده است. مثلا” واژهی «رزمایش» (مانور) از همآمیزی «رزم» و «آزمایش» ساخته شده، یا واژهی «موذمار» از همآمیزی «موذی» و «مارمولک» به وجود آمدهاست. همآمیزی در فارسی چندان فعال نبوده و در سالهای اخیر در گروه واژهگزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی بیشتر به آن توجه شدهاست.
در اصطلاح دستور زبان، ترکیب اضافی یعنی اسم + کسره + اسم/ ضمیر/ صفت: پوست میوه، شاخهی درخت، نام شما، دیوار بلند، آدم مهربان. وقتی این کسره حذف میشود و مضاف و مضافالیه یا موصوف و صفت جابهجا میشوند، اضافهی مقلوب به وجود میآید؛ مثلاً «سردرد» و «بزرگمرد» که در اصل «درد سر» و «مرد بزرگ» بودهاند. این حالت را «قلب اضافه» میخوانند و واژهی مرکبی را که به این صورت ساخته میشود «اضافهی مقلوب». برخی از اضافههای مقلوب بهعنوان اسمهای مرکب در زبان جا افتادهاند و در فرهنگها ثبت شدهاند.
ماههای هجری قمری درکنار ماههای هجری شمسی در تقویم ایرانیان مسلمان به کار میروند. نامگذاری ماههای هجری قمری مربوط است به عربستان دورهی جاهلی، یعنی پیش از اسلام. در فرهنگهای عربی دربارهی این نامها توضیحاتی آمده که ترجمهی آن را میآورم: .....