اضافهی مقلوب
در اصطلاح دستور زبان، ترکیب اضافی یعنی اسم + کسره + اسم/ ضمیر/ صفت: پوست میوه، شاخهی درخت، نام شما، دیوار بلند، آدم مهربان. وقتی این کسره حذف میشود و مضاف و مضافالیه یا موصوف و صفت جابهجا میشوند، اضافهی مقلوب به وجود میآید؛ مثلاً «سردرد» و «بزرگمرد» که در اصل «درد سر» و «مرد بزرگ» بودهاند. این حالت را «قلب اضافه» میخوانند و واژهی مرکبی را که به این صورت ساخته میشود «اضافهی مقلوب». برخی از اضافههای مقلوب بهعنوان اسمهای مرکب در زبان جا افتادهاند و در فرهنگها ثبت شدهاند.
.....
در اصطلاح دستور زبان، ترکیب اضافی یعنی اسم + کسره + اسم/ ضمیر/ صفت: پوست میوه، شاخهی درخت، نام شما، دیوار بلند، آدم مهربان. وقتی این کسره حذف میشود و مضاف و مضافالیه یا موصوف و صفت جابهجا میشوند، اضافهی مقلوب به وجود میآید؛ مثلاً «سردرد» و «بزرگمرد» که در اصل «درد سر» و «مرد بزرگ» بودهاند. این حالت را «قلب اضافه» میخوانند و واژهی مرکبی را که به این صورت ساخته میشود «اضافهی مقلوب». برخی از اضافههای مقلوب بهعنوان اسمهای مرکب در زبان جا افتادهاند و در فرهنگها ثبت شدهاند.
آبانبار
آبانماه
آبراه
آبشش
بزرگراه
بزرگ سیاهرگ
بزرگمرد
ـ بها: آببها، اجارهبها، خونبها
بهدانه
پیردختر
پیرزن
پیرمرد
تپاختر
جوانمرد
ـ خانه: سردخانه، کارخانه، کتابخانه، گلخانه، مهمانخانه
ـ درد: پادرد، چشمدرد، دلدرد، سردرد
دُردانه (دُردونه)
دستمزد
دلیرمرد
رادمرد
رنگدانه
رنگین کمان
زادبوم
زادروز
زرداب
ـ زمین: ایرانزمین، مشرقزمین، مغربزمین
ـ سرا: دانشسرا، فرهنگسرا
سرخاب
سرخرگ
سردرد
سفیداب
سیاهدانه
سیاهرگ
شاهرگ
شاهکار
شبنم
شیرزن
کارمزد
کالابرگ
کدبانو
کدخدا
کهنهسرباز
گاوزبان
گلاب
گلبرگ
ـ ماه: آبانماه، اردیبهشتماه، بهمنماه
ـ نامه: بارنامه، روزنامه، سفرنامه، کارنامه، کتابنامه
نوجوان
نوروز
نونهال
ـ واژه: گلواژه، طنزواژه،
:: بازدید از این مطلب : 37448
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0