نوشته شده توسط : zabanfarsy

واژه‌ی عربی «تشدید» مصدر باب تفعیل از ریشه‌ی «ش‌دد» و به‌معنی شدت بخشیدن یا قوی‌تر کردن است:  شَدَّدَهُ یُشَدِّدُهُ تشدیداً.  در اصطلاح آواشناسی تشدید حالتی است که یک هم‌خوان دو بار پشت‌سرهم تلفظ می‌شود:  مدت moddat، تکه tekke، جراح jarraah.  در خط عربی و فارسی تشدید را به‌شکل «  ّ » روی حرف می‌نویسند:  معلّم، حسّاس، بچّه، موادّ مخدّر.  حرف یا واژه‌ی دارای تشدید را «مشدّد» می‌خوانند.  بیش‌تر واژه‌های تشدیددار (مشدّد) رایج در فارسی عربی‌اند.

در فارسی امروز گرایش روزافزونی به حذف تشدید هست؛  مثلاً واژه‌ی «فعّالیّت» fa”aaliyyat را فعالیت fa’aaliyat تلفظ می‌کنند.

....


تشدید

واژه‌ی عربی «تشدید» مصدر باب تفعیل از ریشه‌ی «ش‌دد» و به‌معنی شدت بخشیدن یا قوی‌تر کردن است:  شَدَّدَهُ یُشَدِّدُهُ تشدیداً.  در اصطلاح آواشناسی تشدید حالتی است که یک هم‌خوان دو بار پشت‌سرهم تلفظ می‌شود:  مدت moddat، تکه tekke، جراح jarraah.  در خط عربی و فارسی تشدید را به‌شکل «  ّ » روی حرف می‌نویسند:  معلّم، حسّاس، بچّه، موادّ مخدّر.  حرف یا واژه‌ی دارای تشدید را «مشدّد» می‌خوانند.  بیش‌تر واژه‌های تشدیددار (مشدّد) رایج در فارسی عربی‌اند.

در فارسی امروز گرایش روزافزونی به حذف تشدید هست؛  مثلاً واژه‌ی «فعّالیّت» fa”aaliyyat را فعالیت fa’aaliyat تلفظ می‌کنند.

تشدید در واژه‌های فارسی

تشدید مختص واژه‌های عربی نیست و در تعدادی از واژه‌های فارسی‌تبار نیز دیده می‌شود:  ارّه، بتّه، بچّه، بُرّان، برّه، پرّان، پرّه، پلّکان، پلّه، تپّه، تکّه (تیکّه)، جیزّه، چپّه، چکّه (چیکّه)، چلّه، خرّم، درّه، دولّا، دوّم، زرّین، سوّم، شُرّه، شُلّه، غرّان، غرّش، غرّیدن، فرّخ، فلّه، کپّه، کُپّه، کُرّه، کلّه، گبّه، گُرّ و گُر، گلّه، گولّه، لپّه، لقّیدن، لکّه، متّه، مزّه، میپّره، نرّه‌خر، ورّاج، هُرّی، یکّه.

تشدید در زبان‌های اروپایی

در میان زبان‌های اروپایی، ایتالیایی به داشتن تشدید ممتاز است:  anno (آنّو)، dottore (دوتّوره)، ragazza (راگاتّسا)، pizza (پیتّسا)، vittoria (ویتّوریا).  در زبان انگلیسی تشدید وجود ندارد.

واژه‌های فرانسوی cellule (سلول) و choque (شوکه) در فارسی مشدّد تلفظ می‌شوند:  سلّول، شوکّه.

تشدید در واژه‌های هم‌نویسه

تشدید در چند واژه‌ی هم‌نویسه نقش متمایزکننده دارد:

حلال halaal، حلّال hallaal

خراج xaraaj، خرّاج xarraaj

خیر xeyr، خیّر xayyer

فرار faraar، فرّار farraar

کره kore، کرّه korre

کلاش kelaash، کلّاش kallaash

گله gele، گلّه galle

ماده maade، مادّه maadde

والا vaalaa، والّا vaallaa، واِلّا va’ellaa



:: بازدید از این مطلب : 367
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 26 خرداد 1394 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


data-aos="flip-right"
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران