برخی واژههای عربی به «ة» (تاء مربوطه) ختم میشوند؛ مانند إضافة، جمعة، نجاة، زاویة، علاوة، قوة. تعدادی از این واژهها در فارسی رایجاند و حرف آخر آنها به یکی از دو صورت «ه» (e-) یا «ت» تلفظ و نوشته میشود؛ مانند ادامه، استفاده، تصفیه، مبارزه؛ حسادت، صورت، شریعت، قیامت، مسافت، مجازات. در فارسی امروز، تلفظ و املای این واژهها تثبیتشده است و نمیتوان یکی از دو صورت ممکن را بهجای دیگری به کار برد؛ مثلاً نمیتوان بهجای اداره، مدرسه، و جریمه گفت ادارت، مدرست، و جریمت. ظاهراً تنها استثنا سیره / سیرت است که تفاوتی با هم ندارند: سیرهی / سیرت انبیا.
برخی واژههای عربی به «ة» (تاء مربوطه) ختم میشوند؛ مانند إضافة، جمعة، نجاة، زاویة، علاوة، قوة. تعدادی از این واژهها در فارسی رایجاند و حرف آخر آنها به یکی از دو صورت «ه» (e-) یا «ت» تلفظ و نوشته میشود؛ مانند ادامه، استفاده، تصفیه، مبارزه؛ حسادت، صورت، شریعت، قیامت، مسافت، مجازات. در فارسی امروز، تلفظ و املای این واژهها تثبیتشده است و نمیتوان یکی از دو صورت ممکن را بهجای دیگری به کار برد؛ مثلاً نمیتوان بهجای اداره، مدرسه، و جریمه گفت ادارت، مدرست، و جریمت. ظاهراً تنها استثنا سیره / سیرت است که تفاوتی با هم ندارند: سیرهی / سیرت انبیا.
اما در این میان، چند واژه مسیری دوگانه پیمودهاند و هریک از دو صورت آنها با تلفظ و معنا و کاربرد جداگانه تثبیت شدهاست؛ مثلاً «اراده» یعنی خواست و عزم، اما «ارادت» یعنی دوستی احترامآمیز. اینک موارد این واژههای دوگانه در فارسی امروز:
آیه: هریک از بخشهای شمارهدار یک سورهی قرآن
آیت: شخص برجسته و شگفتآور؛ اعجوبه: فلانی در فقه و اصول آیتی بود.
اراده: خواست؛ عزم: ارادهی قوی
ارادت: دوستی احترامآمیز: ارادت شاگرد به استاد
اشاره: سخن کوتاه
اشارت: صورت ادبی اشاره: خردمند را اشارتی کافی است.
اقامه: برپا کردن؛ به جا آوردن: اقامهی نماز
اقامت: ماندن و زندگی کردن: اقامت در خارج از کشور
بعثه: محل استقرار هیئت نمایندگی، بهویژه در حج
بعثت: مبعوث شدن: بعثت انبیا
شهره: مشهور؛ نامدار
شهرت: مشهوریت؛ آوازه
ضربه: برخورد دو جسم
ضربت: ضربهی شمشیر، گرز، و مانند آنها
طریقه: راه و روش؛ نحوه: طریقهی طبخ غذا
طریقت: مسلک صوفیان: تقابل شریعت و طریقت
قوه: توانایی؛ نیرو؛ دستگاه حکومتی: قوهی قضائیه / مجریه / قهریه؛ چراغقوه
قوّت: نیروی جسمانی؛ توان: خوب بخور که قوّت بگیری.
محافظه: در واژهی «محافظهکار»
محافظت: مراقبت؛ مواظبت
مراجعه: رجوع: مراجعه به ادارهی مربوطه
مراجعت: بازگشت: مراجعت به وطن
مراقبه: مدیتیشن
مراقبت: مواظبت
مساعده: بخشی از حقوق که کارمند به درخواست خود پیش از موعد میگیرد
مساعدت: یاری؛ کمک: ایشان از هیچ مساعدتی دریغ نکردند.
مسئله: موضوع؛ مطلب
مسئلت: درخواست از خدا
مصاحبه: گفتوگو و پرسش و پاسخ: مصاحبهی مطبوعاتی وزیر
مصاحبت: همنشینی
منزله: در «به منزلهی چیزی بودن»
منزلت: ارزش و اهمیت؛ جایگاه احترامآمیز: مقام و منزلت استادان
نشئه: شاد بر اثر مصرف مواد مخدر
نشئت: پیدا شدن؛ ظهور
نظاره: تماشا
نظارت: مراقبت و کنترل
نوبه: در «تب نوبه» و «به نوبهی خود»
نوبت: زمان؛ دفعه؛ بار
وحده: در «یاء وحده»
وحدت: یگانگی؛ اتحاد
وصله: تکهای پارچه یا چرم که روی پارگی لباس، کفش، و مانند آنها میدوزند
وصلت: ازدواج: ایشالا این وصلت سر بگیره.
در واژههای مرکب
اگر واژهی مختوم به «ت» در ساخت «الـ + اسم» به کار برود، «ت» به «ه» تبدیل میشود (بهاستثنای طویلالمدت):
اطاعت > واجبالاطاعه
تجارت > دارالتجاره، مالالتجاره
تربیت > دارالتربیه
تولیت > نایبالتولیه
حرارت > میزانالحراره
حکومت > نایبالحکومه
حمایت > تحتالحمایه
خلقت > عجیبالخلقه، ناقصالخلقه
دولت > امینالدوله، علاءالدوله
زحمت > حقالزحمه
زیارت > نایبالزیاره
ساعت > خلقالساعه
سلطنت > نایبالسلطنه
صحت > حفظالصحه
صراحت > بالصراحه
طبیعت > مابعدالطبیعه
عادت > خارقالعاده، فوقالعاده
فطرت > بالفطره
قامت > طویلالقامه، قصیرالقامه
لغت > فقهاللغه
ملت > وجیهالمله
منفعت > عامالمنفعه
نسبت > بالنسبه
نهایت > الی غیر النهایه
وکالت > حقالوکاله، دارالوکاله، ممنوعالوکاله
هویت > مجهولالهویه
عدم تمایز در قدیم
از متون کهن فارسی برمیآید که ظاهراً در قدیم این تمایز مانند امروز تثبیتشده نبوده و صورتهای دوگانهی برخی واژههای عربی بهموازات هم و به یک معنی به کار میرفتهاند. واژههای دوگانهی زیر را از فرهنگ بزرگ سخن استخراج کردهام.
آیه = آیت
اجازه = اجازت: یک حرف صوفیانه بگویم اجازت است / ای نور دیده، صلح به از جنگ و داوری. (حافظ)
استعانه = استعانت
استفاده = استفادت
اعاده = اعادت
افاده = افادت
حاشیه = حاشیت
خلیفه = خلیفت
زیاده = زیادت
سوره = سورت: مراد از نزول قرآن تحصیل سیرتِ خوب است، نه ترتیل سورتِ مکتوب. ( گلستان سعدی، باب هشتم)
عمه = عمت
فضیحه = فضیحت
کفاره = کفارت
مبالغه = مبالغت
مجاوره = مجاورت
محاسبه = محاسبت
محاصره = محاصرت
مشاوره = مشاورت
مشاهده = مشاهدت
مَفسده = مَفسدت
نفقه = نفقت
وسیله = وسیلت
:: بازدید از این مطلب : 450
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0