واژهی فارسی «ابزار» مفرد است و جمع آن «ابزارها»ست. بعضیها به اشتباه آن را جمع مکسر میپندارند. در عربی «أبزار» به معنی «ادویه» است و ربطی به واژهی فارسی ابزار (وسیله) ندارد.
یاء نسبت و یاء مصدری در بعضی واژههای فارسی کارکرد شناور یا دوپهلویی دارند و گاه زائد به نظر میرسند. مثلاً «دستبوس» و «دستبوسی» فرقی باهم ندارند؛ یا واژهی «زندانی» هم به معنی کسی است که در زندان است و هم به معنی در زندان بودن، یعنی حبس.....
برخی واژههای عربی به «ة» (تاء مربوطه) ختم میشوند؛ مانند إضافة، جمعة، نجاة، زاویة، علاوة، قوة. تعدادی از این واژهها در فارسی رایجاند و حرف آخر آنها به یکی از دو صورت «ه» (e-) یا «ت» تلفظ و نوشته میشود؛ مانند ادامه، استفاده، تصفیه، مبارزه؛ حسادت، صورت، شریعت، قیامت، مسافت، مجازات. در فارسی امروز، تلفظ و املای این واژهها تثبیتشده است و نمیتوان یکی از دو صورت ممکن را بهجای دیگری به کار برد؛ مثلاً نمیتوان بهجای اداره، مدرسه، و جریمه گفت ادارت، مدرست، و جریمت. ظاهراً تنها استثنا سیره / سیرت است که تفاوتی با هم ندارند: سیرهی / سیرت انبیا.
پسوندها و پیشوندها از گوشههای بنیادی و واژهساز زبان پارسی هستند که همواره در پژوهشهای دستوری از جایگاه ویژهای برخوردار بودهاند.
دو پسوند “ل” و “ال” در زبان پارسی کاربرد گستردهای داشتهاند، ولی شوربختانه هیچ کسی در دورهی درازی که از نگارش دستور زبان پارسی میگذرد، چشمی به آنها نداشته است.
درباره شناسای پسوند گفتهاند که در پایان واژه میآید و از آن، نام/ چهگونام/ کنشبند /جای نام و… میسازد.
ما در این بررسی از واژهنامهی دهخدا کمک گرفتیم و برای پاسداری سخن دهخدا، شناسای واژهها را بیکموکاست از واژهنامه آوردهایم.
به دنبال هر واژه نمونهی گزارهای را آوردیم که به گمان ما شناسای درست واژهی ساختهشده بر پایهی دستور است